به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، بی ارتباط با جامعه، روابط دروغین، فحشهای رکیک و دود غلیظ سیگار... همان بلایی که در هشت سال گذشته بسیاری از فیلمسازان با فیلمهای تلخ خود بر سر تماشاگران ایرانی آوردند، بازهم ادامه دارد.
فیلمهایی نظیر فیلم بیست عبدالرضا کاهانی تا زمستان است رفیع پیترز و سه گانه دورغ و خیانت اصغر فرهادی برای جامعه فیلمسازی که از روی کارآمدن دولت نهم و دهم خوشحال نبودند، امر طبیعی تلقی میشد.
شخصیتهای ثابتی که گویی از فیلمی به فیلم دیگر نقل مکان میکردند تا سفیر ناامیدی باشند. به طور مثال از وجه ناامیدی و افسردگی چه تفاوتی بین مژده(هدیه تهرانی) فیلم چهارشنبه سوری و مینا(ترانه علیدوستی) فیلم کنعان وجود دارد.
اما با روی کار آمدن دولت جدید و حمایت حداکثری هنرمندان از کاندید پیروز، بسیاری از منتقدان و شخصیتهای فرهنگی پیش بینی کردند، حضور دولت تدبیر و امید بهانهای خواهد شد تا حداقل به میزان قابل توجهی "امیدواری" بین جمعی از سینماگران افزایش باید و فیلمها در بدبین ترین حالت ممکن برای جلب نظر مردم به دولت مستقر، همراستا با شعار دولت، امید را روی پرده نقرهای سینما به نمایش گذارد ولی قاطبه فیلمهای امسال جشنواره فجر، این تحلیل و پیشبینی را کاملا نقص میکند.
هرچند تحلیل تمامی فیلمهای حاضر در جشنواره در این گزارش قابل بررسی نیست اما اشاره به چند فیلم از فیلمسازانی که در دولت گذشته یا فیلمهایی با تم افسردگی و ناامدی ساختند یا اشرات تند و تیزی به دولتها داشتند، خالی از لطف نیست.
فیلم من دیگو مارادونا هستم
فیلمی که با روایت داستان دو خانواده شروع می شود که اختلافشان روز به روز عمیق می شود و قدم به قدم با تک تک شخصیت ها آشنا می شویم و داستان به شکل با مزه و سرگرم کننده ای جلو می رود.
صابر ابر در نقش کسی که نمادی از مدیران فرهنگی دولت تدبیر و امید است از نویسنده داستان می خواهد داستانش را با پایان خوش و امید تمام کند و از اینجا به بعد فیلم من دیگو مارادونا هستم به هجو بسیار تند دولت حسن روحانی و سیاست های فرهنگی اش تبدیل می شود. اما این نقد تند توسط گروه رانده شده سینماگران توسط این دولت طرح نمی شود. بلکه گروه سازنده این فیلم و همفکران و حامیان احتمالیش در سالهای گذشته همواره از حال بد شان می گفتند و قرار بود با تغییرات سیاسی حال شان خوب شود. آنها در دولت جدید برای ساخت فیلم هایشان حمایت شدند و تهیه کننده این فیلم پر کار ترین تهیه کننده در دولت جدید است. اما فیلم این گروه اثری به نام "من دیگو مارادونا هستم" درباره دروغ بودن امید است تا مشخص شود نان دولت هرچه داشته باشد نمک ندارد.
فیلم رخ دیوانه
نویسنده محمدرضا گوهری فیلمنامه نویسی که فیلم های زیادی برای سینمای دولتی و حوزه هنری و فارابی نوشته و می نویسد و کارگردان ابوالحسن داوودی از چهره های اصلی سالهای اخیر خانه سینما که با سرکار آمدن دولت تدبیر و امید به مدیریت شورای صنفی نمایش می رسد. اکنون این مدیر دولتی که بخش مهمی از بودجه فیلمش هم از بنیاد سینمایی فارابی می آید، فیلمی می سازد به نام رخ دیوانه. داستان از آشنایی چند جوان در یک گروه فیسبوکی آغاز می شود. این دوستی اما از نظر فیلمساز نه تنها اصیل نیست بلکه قدم به قدم موجب تباهی تک تک آنها می شود و نهایتا از نظر فیلمساز شبکه های اجتماعی نه تنها مشکلی را در جامعه حل نمی کنند بلکه ارتباطات اجتماعی را بحرانی تر می کنند و به مصایب آن جوان ها اضافه می کنند. اما رخ دیوانه با حمایت دولت در چه شرایطی ساخته می شود؟ درست در موقعیتی که حسن روحانی و دولتش زیر بار بیشترین فشارها برای فیلتر اندک شبکه های اجتماعی باقی مانده هستند و آزاد بودن این شبکه ها دارد ماه به ماه تمدید می شود و هر روز تند ترین برنامه ها از صدا و سیما درباره این شبکه ها پخش می شود. درست در این شرایط ابولحسن داوودی با پول همین دولت فیلمی می سازد تا مخالفان شبکه های اجتماعی بتوانند حالا حالا ها درباره اش بنویسند و بحث کنند و شاید امکان فعالیت این شبکه ها را محدود تر کنند. فیلمی تند درباره ارتباطات مدرن شبکه های اجتماعی. شبکه هایی که جامعه امروز ایران را در یک ارتباط پویا با دنیا به جامعه ای هوشمندتر و پرانرژی تر از هر زمانی تبدیل کرده اند.
فیلم عصر یخبندان
سعید حسینی یکی از منتقدان سینما در رابطه با این فیلم میگوید، فیلم قرار است با روایت دورانی و تغییر چند باره دیدگاهش به یک داستان، بحران به وجود آمده را چند بار مرور کند تا به یک پیشنهاد برسد. داستان از یک مرگ آغاز می شود و همینطور در جامعه عمیق تر می شویم تا اینکه فیلمساز به جای کشتن امید در مردم یا نقد ارتباطات مدرن شکل گرفته بینشان، چاقو را دست آنها می دهد تا خودشان عدالت را در شهر برقرار کنند. درست از جایی که انتظار نداریم پای امید به سینما باز می شود. چیزی که دولت پول زیادی خرج کرد تا در جشنواره امسال چشمگیر باشد، توسط بخش خصوصی وارد سینما شد. امیدی که از برقراری عدالت به دست مردم ایجاد می شود و نه با شعارها و دستور العمل های دولتی.
باید دید آقای جنتی و ایوبی به عنوان متولیان فرهنگ و سینما برای همراهی دوباره با سینما گران چه راهکاری میاندیشند، آیا این همان پژواک انتقاداتی است که سالها مسئولان امروز سیاسی و فرهنگی در دورانی که خود منتقد وضع موجود بودند، بوجود آوردند؟
0نظر